استفاده از مطالب وبلاگ صرفا با اجازه قبلی از نویسنده مجاز می باشد
مطلب را به بالاترین بفرستید:
سروده ها
: وافته ی 10
گُلکم! در گلدانِ تنهایی ام، ماندنی ترین بودی. باد، گلبرگ هایت را دزدید، گلدان تَرَک برداشت و شیرینیِ لبخندت، در بغضِ تنهایی ام شکست ...
نوشته شده توسط مهرنوش نجفی راغب در روز شنبه 21 آذر 1388 ساعت 10:46 PM
پیوند
|
چاپ
سروده ها
: وافته ی ۹
آزاد و آرام، گُنجشکک هایم، پَر می گیرند. و در اندوهِ باغچه ،تنها می ماند، پَستیِ کِرم هایی که روزی، در حسرت نور، می میرند.
نوشته شده توسط مهرنوش نجفی راغب در روز چهارشنبه 27 آبان 1388 ساعت 10:54 PM
پیوند
|
چاپ
سروده ها
: وافته ی ۸
می بینی؟ باید به دوش بکشیم. هر روز، هزار بار. می دانی؟ درد از شانه هایم است که کوچکند و نحیف، زیر بار. می مانی؟ در ابتذال سکوت، بی نور، بی بهار؟!
نوشته شده توسط مهرنوش نجفی راغب در روز دوشنبه 12 مرداد 1388 ساعت 5:00 PM
پیوند
|
چاپ
|
نظرات [10]
سروده ها
: وافته ی ۷
درد است، وقتیکه آبی رویاهایم را به هم می ریزی. و آبیِ هزاران رویای نیلوفری دیگر را. در پناه سیاهی، و با ساتور عقیده ای کور. ... تلخ وار، در سیاهی رویاهایم می شکنم.
نوشته شده توسط مهرنوش نجفی راغب در روز سه شنبه 8 بهمن 1387 ساعت 00:16 AM
پیوند
|
چاپ
سروده ها
: وافته ی ۶
خسته ام از این دو دست بی توان دل گرفته ام از این همه کبود قاصدک! دوباره قصه را بخوان راه من، مسیر بی غزل نبود.
نوشته شده توسط مهرنوش نجفی راغب در روز دوشنبه 16 اردیبهشت 1387 ساعت 10:41 PM
پیوند
|
چاپ
سروده ها
: وافته ی ۵
لای داوودی ها پنهان می شوم. خنده ام را قفل می کنم و به آفتاب، چشمکی می زنم. تو می بینی، می آیی، و با لبخندی، مرا می چینی.
نوشته شده توسط مهرنوش نجفی راغب در روز یکشنبه 4 فروردین 1387 ساعت 2:02 PM
پیوند
|
چاپ
آخرین مطالب
|